از سوئیس تا ژاپن: داستان خلق ساعتی منحصربهفرد
در دل بحران کوارتز، ژرالد ژانتا به پیشنهاد سیکو پاسخ مثبت داد و ساعتی طراحی کرد که امروز بهعنوان نمادی از جسارت، نوآوری و پیوند فرهنگها بازگشته است.

تحریریه حرف مرد: در سالهای اخیر، نام ژرالد ژانتا به یکی از شناختهشدهترین نامها در صنعت ساعتسازی بدل شده است. دلایل متعددی برای این شهرت وجود دارد. نخست، بهواسطه تلاشهای اِولین و آلکسی ژانتا (همسر و دختر ژانتا) در قالب «انجمن میراث ژرالد ژانتا». دوم، او که بهعنوان «پیکاسو ساعتسازی» شناخته میشود، یکی از پُربارترین طراحان ساعت بود و آثارش بار دیگر مطرح شده و توسط برندهایی که شاهکارهای او را بازآفرینی کردهاند، مورد تحسین قرار گرفتهاند. یکی از این آثار، که بیتردید بازگشت غیرمنتظرهای داشت، ساعت Credor Locomotive بود؛ ساعتی با ویژگیهای منحصربهفرد.
فراتر از منشأ ژاپنی و طراحی جسورانهاش، داستان خلق این ساعت، موضوعیست که امروز به آن میپردازیم. اینکه چطور یک طراح سوئیسی در بحبوحه بحران کوارتز برای «رقیب» خود کار کرد؟ در واقع همهچیز به ارتباط انسانی میان یک هنرمند و یکی از اعضای خانواده بنیانگذار یک شرکت ساعتسازی بازمیگردد. امروز با اِولین و آلکسی ژانتا درباره پیوند دوباره ژانتا و Credor و بازگشت ساعت Locomotive گفتوگو میکنیم.

بریس گولار، ازMONOCHROME – خانم ژانتا، بیایید درباره ژاپن، Credor و ژرالد ژانتا (همسرتان) صحبت کنیم. چگونه او، در حالیکه شهروند سوئیس بود و برای برندهای مشهور سوئیسی کار میکرد، سر از یک شرکت ژاپنی درآورد؟ ما میدانیم که در دهه ۱۹۷۰ شرکت سیکو بهاندازه امروز بینالمللی نبود و برند Credor صرفاً برای بازار داخلی ژاپن طراحی میشد.
اِولین ژانتا – ژرالد خودش را کاملاً سوئیسی نمیدانست؛ او بیشتر خودش را ایتالیاییـسوئیسی میدانست و ریشه ایتالیاییاش را بهخاطر جنبه هنریاش بسیار دوست داشت. در سوئیس برای شرکتهای زیادی کار کرد، اما همیشه مجذوب فرهنگها و کشورهای دیگر، بهویژه ژاپن و جنبههای هنری و فرهنگیاش بود.
روزی از سوی سیکو با او تماس گرفتند و پرسیدند آیا مایل است به ژاپن بیاید و برایشان ساعت طراحی کند؟ بهیاد داشته باشید که ما در دهه ۷۰ هستیم، در میانه بحران کوارتز؛ زمانی که ژاپن عملاً دشمن صنعت ساعتسازی سوئیس بود. کارخانهها تعطیل میشدند، همه وحشتزده بودند… بهنظر میرسید دوران ساعتسازی سوئیس به پایان رسیده است.
با اینحال، ژرالد به سیکو رفت و تقریباً به چشم یک خائن دیده شد. اما او از این ایده خوشش آمد؛ شخصیتی «کلِیوُه» داشت (بهزبان فرانسوی، یعنی دوقطبی، یا کسی که باعث فضای دوقطبی میشود). و بهمحض ورود به ژاپن به من گفت: «همینجاست، این همان کشوریست که عاشقشم.» همهچیز ژاپن را دوست داشت… از ظروف چینی و خانهها گرفته تا شیوهای که غذا را بهشکل هنرمندانه سرو میکردند. از طرف سیکو، بهویژه آقای هاتوری (یکی از اعضای خانواده بنیانگذار سیکو و معاون اجرایی وقت)، بهگرمی از او استقبال شد. از همان ابتدا با هم ارتباط خوبی برقرار کردند. او همچنین در ژاپن بسیار مورد احترام قرار گرفت؛ رفتاری که همیشه در سوئیس تجربه نمیکرد.
(یادداشت سردبیر: در این لحظه، خانم ژانتا با لحنی کنایهآمیز توضیح میدهد که برخی برندهای سوئیسی، در حالیکه از طراحیهای ژانتا راضی بودند، ترجیح میدادند او را در حاشیه و ساکت نگه دارند… چیزی که امروزه دیگر تغییر کرده است.)
استقبال از آثارش در ژاپن بسیار متفاوت بود و میان آقای هاتوری و همسرم نوعی «دیدار ذهنها» شکل گرفت. ژرالد بدون مأموریت مشخصی به سیکو آمد. برخلاف سوئیس که طراحیاش از سوی برندها هدایت میشد، اینجا کاملاً آزاد بود. رابطه میان ژرالد و سیکو (یعنی مجموعه سیکو شامل Credor) بهشکلی مستمر شکل گرفت، تا جاییکه او حتی به زندگی در ژاپن فکر میکرد، چون تویوتا از او خواسته بود برایشان خودرو طراحی کند. این موضوع باعث شد درباره مسیر حرفهایاش تجدید نظر کند، چون همیشه دوست داشت شبیه پینینفارینا شود. میدانید، ژرالد خودش را پیش از آنکه طراح ساعت و جواهر بداند، یک هنرمند میدانست. چون سوئیسی بود، ساعت طراحی میکرد. اگر در ایتالیا بهدنیا آمده بود، شاید ماشین طراحی میکرد. اگر در فرانسه، شاید لباس طراحی میکرد.

اما مهاجرت به ژاپن، اداره آتلیهاش را سخت میکرد. با این حال، آقای هاتوری، که استعدادش را درک کرده بود، کاری کرد که هیچکس نکرده بود: به ژرالد پیشنهاد داد نمونهها و نمونههای اولیه ساعتهای شخصیاش را در فروشگاه Wako (فروشگاه معروف سیکو در منطقه گینزا توکیو) به نمایش بگذارد. نکتهای که کمتر کسی میداند این است که خود آقای هاتوری مشوق اصلی ایجاد برند شخصی ژرالد ژانتا بود.
در خصوص آغاز همکاری با سیکو، دقیقاً نمیدانم ایده از کجا آمد. فقط میدانم که این پیشنهاد از سمت ژاپنیها مطرح شد. در آن زمان که هم سوئیس و هم ژاپن گرایش به حمایتگرایی داشتند، این پیشنهاد تعجببرانگیز بود. بااینحال، ژرالد بلافاصله آن را پذیرفت.
بریس گولار – بیایید به بخش طراحی برسیم؛ ایده Credor Locomotive از کجا آمد؟ و چطور او هنر ژاپنی را در طراحیاش بازتاب داد؟
اِولین ژانتا – فکر میکنم ژرالد با این ساعت زاویهای متفاوت از فرهنگ ژاپن را انتخاب کرد. نه لزوماً جنبههای سنتی یا صنایع دستی، بلکه بُعد فناورانه ژاپن. در آن دوران، ژاپن مترادف با نوآوری بود. هر تکنولوژی جدیدی که بود از ژاپن میآمد. ژرالد تمرکز خود را بر جنبه صنعتی ژاپن گذاشت و Locomotive نماینده همین رویکرد است.
او به سبک کلاسیک ژاپنی نگاه نکرد. اگر چنین کرده بود، احتمالاً چیزی بسیار لطیف و ظریف خلق میکرد… اما ژرالد هیچگاه کاری را که دیگران انجام دادهاند، تکرار نمیکرد. او دریافت که ژاپن کشوری توانمند و پیشرفته از نظر فنیست. بنابراین این مسیر، راهی بود برای خلق ساعتی با ظاهر صنعتی. اما این ساعت باید لوکس هم باشد. بهنوعی، یک ساعت لوکس آیندهنگر.

زیبایی این پروژه در این است که ژرالد آن را بدون هیچگونه فشار یا سفارش خاصی از سوی برند انجام داد. فقط یک طراحی به آقای هاتوری ارائه داد و گفت: «اگر جای شما بودم، این کار را میکردم.» و در چنین شرایطی، او در اوج هنر خود بود. Credor Locomotive قطعاً در خانواده ساعتهای اسپرت لوکس قرار میگیرد، اما اگر دقیقتر نگاه کنید، بند یکپارچه کلاسیک ندارد؛ ششضلعیست، نه هشتضلعی، برخلاف بسیاری از آثار دیگرش. این صرفاً تغییری بر طراحیهای پیشینش نیست.
همچنین بخوانید: سه ساعت جدید فارر در مجموعه Aqua Compressor رونمایی شدند+عکس
بریس گولار – اما درباره نام ساعت چطور؟ چرا «Locomotive»؟ میدانیم که خودش این نام را انتخاب کرد که غیرعادیست. اما یک واژه فرانسوی برای یک ساعت ژاپنی، عجیب بهنظر میرسد. چرا؟
اِولین ژانتا – بله، واقعاً خودش این نام را انتخاب کرد، چیزی که خیلی نادر بود. معمولاً نامها از سوی برند انتخاب میشدند. اما درباره Credor Locomotive، ژرالد حس میکرد این نام مناسب است. همانطور که میدانید، برای یک فرانسوی (او به من خطاب میکند) «لوکوموتیو» فقط به معنی لوکوموتیو قطار نیست؛ یک معنای دوم نیز دارد: نیروی محرکه برای آینده، و همچنین نیروی محرکهای برای آنچه ژرالد برای سیکو انجام داده بود.
و بله، اینکه مردمی هزاران کیلومتر دور از کشورهای فرانسویزبان با چنین نامی موافقت کردند، عجیبتر است… هنوز نمیدانم چرا ژاپنیها با این نام موافقت کردند، اما کردند.
بریس گولار – بیایید به زمان حال برگردیم؛ حالا که Credor Locomotive دوباره عرضه شده (در این لحظه، آلکسی ژانتا، دختر اِولین و ژرالد، نیز به ما میپیوندد)، نقش شما دو بانو در این بازگشت چه بود؟
آلکسی ژانتا – از طریق انجمن میراث ژرالد ژانتا، هدف ما حفظ میراث پدرم و اطمینان از صحت روایت است. داستانها، افسانهها و اطلاعات نادرست زیادی درباره او وجود دارد. زمانی بود که هیچکس قبول نمیکرد طراحیهایش از ژانتاست. بعدتر، زمانی رسید که برندها با افتخار آن را اعلام کردند. و حالا حتی برندهایی ادعا میکنند او برایشان طراحی کرده، در حالیکه واقعیت ندارد.
ما فقط میخواهیم داستان واقعی را بازگو کنیم. همچنین باور داریم شرح شخصیت ژانتا میتواند الهامبخش باشد. در مورد Credor، آنها دوباره به مادرم مراجعه کردند تا پیوند گذشته را بازسازی کنند.
اِولین ژانتا – دقیقاً، و این تصمیم برایمان درست بهنظر میرسید. معیار من همیشه این است: آیا ژرالد از این ایده خوشحال میشد یا نه؟ اگر حس کنم نه، از آن فاصله میگیرم. اما درباره سیکو و Credor، میدانستم که ژرالد خودش میخواست این همکاری دوباره شکل بگیرد. و ما از مشارکت در آن بسیار خوشحالیم. آنها افراد فوقالعادهای هستند.
آنچه امروز با بازعرضه Credor و Locomotive میبینید، فقط فصل آغازین آینده است؛ و ژرالد ژانتا در آغاز یک ماجراجویی تازه قرار دارد.
آلکسی ژانتا – دلیلی که برندها به سراغ ما میآیند، و Credor نیز پیش از عرضه مجدد این ساعت چنین کرد، این است که مطمئن شوند آنچه انجام میدهند و میگویند، اصیل و درست است. ما به کار پدرم افتخار میکنیم، اما در عین حال سپاسگزاریم که برندها میخواهند بیشتر درباره او بدانند، الهام پشت طراحی را درک کنند؛ چرا این فرم، چرا این نام… تا در نهایت خودشان پروژه را به سطحی بالاتر برسانند. ما الزاماً در آن نقش مستقیمی نداریم، اما دستکم درباره Credor، آنها میخواستند نظر مادرم را بشنوند. چون این یعنی پروژهای اصیل در کار است.

اِولین ژانتا – مردم امروز خواهان حقیقت و اصالت هستند، چون حالا خیلی راحتتر میتوانند همهچیز را بررسی کنند.
بریس گولار – پس همانطور که متوجه شدم، Locomotive فقط نقطه شروع است… بیایید کمی خلاق باشیم. اگر بخواهید چیزی را تصور کنید، چه خواهد بود؟
اِولین ژانتا – بله، این فقط آغاز راه است. فکر میکنم این ساعت ظرفیت زیادی دارد. نحوهای که Credor دوباره آن را عرضه کرد، هرچند دیرتر از بسیاری برندهای دیگر بود، اما هنوز فرصتهای زیادی پیش رو دارد.
حالا، من مدیر سیکو نیستم. کاش بودم! مگر اینکه هنگام ناهار به این سمت منصوب شده باشم(میخندد). اما نگاهی به Locomotive بیندازید، میتوان آن را با بند چرمی پوشید. برخلاف طراحیهای کلاسیک ژرالد که با بند جداگانه زیبا نیستند، این مدل با ساختار مرکزی باریک، قابلیت چنین تغییری را دارد. همچنین میتوان صفحه ساعت را با بند هماهنگ کرد. راههای زیادی برای بازی با این طراحی وجود دارد. ساعتیست بسیار ظریف که ظرفیت تکامل دارد.
به پیچهای روی بزل نگاه کنید. میتوان آنها را با کابوشنهایی از سنگهای قیمتی جایگزین کرد. و Credor، تا جایی که میدانم، فضاییست برای خلاقیت در مجموعه سیکو.
یادداشت سردبیر: گفتوگوی ما مدتی ادامه داشت، وقتی درباره ایدههای ممکن برای کارهایی که میتوان با ساعت Credor Locomotive انجام داد صحبت میکردیم… اما این چیزی نیست که قرار باشد اینجا فاش شود. بعضی بحثها باید شخصی باقی بمانند تا بتوان از آنها لذت بیشتری برد!
منبع: monochrome-watches