بهترین انیمه های ورزشی تاریخ؛ از اسلم دانک تا فوتبالیست‌ها!

وقتی بحث بهترین انیمه های ورزشی تاریخ مطرح می‌شود در اولین لحظه احتمالا چهره کاپیتان سوباسا در ذهنتان شکل می‌گیرد. اما انیمه‌های ورزشی بسیار متنوع و جذابی به جز فوتبالیست‌ها نیز وجود دارند که می‌توانید آن‌ها را تماشا کنید.

بیایید صادق باشیم: وقتی کلمه «انیمه ورزشی» را می‌شنوید، احتمالاً تصویر یک نوجوان خوش‌برخورد با موهای خوش‌فرم به ذهنتان می‌رسد که با قدرت دوستی تیمش را به قهرمانی می‌رساند. این تصویر درست است، اما مثل این می‌ماند بگوییم «آواتار» فیلمی درباره آدم‌های آبی‌رنگ است.حقیقت این است که ژانر ورزشی در انیمه، در سه دهه اخیر به پیچیده‌ترین، جسورانه‌ترین و از نظر احساسی ویرانگرترین قالب داستان‌گویی تبدیل شده است.

اینجا خبری از «فقط یک بازی» نیست. اینجا هر مسابقه یک جنگ روانی است، هر تیم یک خانواده ناکارآمد، و هر شکست یک مرگ کوچک. ما در این فهرست پانزده اثری را گرد آورده‌ایم که مرزهای ژانر را جابه‌جا کردند. از کلاسیک‌های دهه هفتاد که نسل‌ها را گریاند تا پدیده‌های عصر استریم که مفهوم «رقابت» را به چالش کشیدند. معیار ما صرفاً امتیاز در وبسایت‌ها نبوده؛ به دنبال آثاری گشتیم که پس از تیتراژ پایانی، بخشی از وجودتان را با خود ببرند. دستکش‌هایتان را ببندید. قرار است پانزده راند تماشایی را پشت سر بگذاریم.

انیمه Capeta

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

در دنیایی که قهرمانانش با سفینه‌های فضایی و راکت‌های مافوق‌صوت مسابقه می‌دهند، «کاپتا» جسارت کرد و درباره ماشینی حرف زد که از قطعات اسقاطی ساخته شده بود. داستان پسر بچه‌ای به نام کاپتا که پدرش در یک گاراژ کوچک کار می‌کند و با دست‌هایی ترک‌خورده از سرما، اولین کارتینگ پسرش را از زباله‌ها می‌سازد. چرا باید تماشا کنید؟ چون «کاپتا» برخلاف جریان آب شنا می‌کند. این انیمه نمی‌خواهد شما را با سرعت‌های خیره‌کننده بمباران کند. می‌خواهد روی نیمکت گاراژ بنشاندتان و نشان دهد هر پیچی که ماشین برمی‌دارد، حاصل شب‌هایی است که پدر و پسر کنار هم بیدار ماندند. مسابقه‌های سریال اغلب کوتاه و کم‌هیاهو هستند، اما وزن عاطفی هر سبقت‌گرفتن از رقیب، برابر با یک حماسه سه‌ساعته است. «کاپتا» به شما یادآوری می‌کند که استعداد گاهی فقط با «دست‌های پدر» معنی می‌دهد. و این زیباترین درسی است که یک انیمه ورزشی می‌تواند بدهد.

انیمه Giant Killing

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

چه کسی گفته قهرمان باید جوان باشد و توپ به پا؟ «غول کشی» جسورانه‌ترین انتخاب ممکن را انجام داد: قهرمانش را یک سرمربی پنجاه‌ساله قرار داد. تاکشی تاتسومی، ستاره سابق تیم ملی ژاپن که اروپا را درنوردیده، حالا به تیم محبوب دوران کودکی‌اش بازمی‌گردد؛ تیمی که در رتبه‌های آخر جدول دست‌وپا می‌زند و هوادارانش ایمانشان را از دست داده‌اند. جذابیت «Giant Killing» در تغییر زاویه دید است. ما مسابقه را نه از چشم بازیکن، که از نیمکت تماشا می‌کنیم. ابزار تاتسومی ضربات ایستگاهی نیست، جابه‌جایی‌های تاکتیکی است. او با یک تعویض به‌موقع، روحیه تیم را بازمی‌گرداند. با یک مصاحبه جنجالی، فشار رسانه‌ها را از روی شاگردانش برمی‌دارد. این انیمه به ما می‌آموزد گاهی بزرگ‌ترین جنگ‌ها در زمین رخ نمی‌دهند، در اتاق جلسه اتفاق می‌افتند. برای هر کسی که تا به حال فکر کرده «من جای مربی چه کار می‌کردم»، این اثر یک تجربه ضروری است.

انیمه Megalo Box

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

«مگالو بوکس» یک ادای احترام سینمایی است به «Ashita no Joe»؛ اما نه ادای احترامی از سرِ تقلید، که از سرِ سوگ. جهان این انیمه یک دیستوپیای سایبرپانکی است که در آن بوکسورها با اسکلت‌های بیرونی فلزی به جان هم می‌افتند. اما قهرمانِ بینام ما که او را «جُو» صدا می‌زنند، دستکش‌هایش را درمی‌آورد و با مشت خالی وارد رینگ می‌شود. آنچه «Megalo Box» را فراموش‌نشدنی می‌کند، سبک بصری‌اش است. انیمیشن دانه‌دانه و خاک‌گرفته، انگار فیلمی است که روی نوار وی‌اچ‌اس ضبط کرده‌اید. موسیقی تریپ‌هاپ و جاز، ترکیبی از «کابوی بیباپ» و «سامورایی چامپلو». این فضا نه به آینده، که به گذشته تعلق دارد. در فصل دوم، شاهد پیری و افول جو هستیم. او دیگر آن مبارز شکست‌ناپذیر نیست. مواد مخدر مصرف می‌کند، در مسابقات زیرزمینی شرکت می‌کند و دارد خودش را نابود می‌کند. «Megalo Box» در نهایت یک سوگواره است: برای دوران طلایی انیمه ورزشی، برای قهرمانان فرسوده، و برای همه ما که از جوانی‌مان فاصله گرفته‌ایم.

انیمه One Outs

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

تصور کنید «شطرنج‌بازی» را با بیسبال ترکیب کنید. حاصل می‌شود «One Outs». توئیچی توآ، پیچری که هرگز توپ را با قدرت پرتاب نمی‌کند، چون نیازی نمی‌بیند. او ذهن حریف را می‌خواند، ضعف‌هایشان را شناسایی می‌کند و با یک توپ ساده آن‌ها را وادار به اشتباه می‌کند. قرارداد توآ با تیم سایبوکو یکی از درخشان‌ترین ایده‌های تاریخ انیمه ورزشی است: به ازای هر اوت، پنج میلیون ین دریافت می‌کند، به ازای هر امتیاز که می‌دهد، پنجاه میلیون جریمه می‌شود. هر توپی که پرتاب می‌کند یک شرط‌بندی میلیونی است. هر ضربه‌ای که می‌خورد، بدهکاری سنگین. «One Outs» ورزش را به پوکر تبدیل می‌کند. ریتم سریال نفس‌گیر است، دیالوگ‌ها تیغ‌دار، و شخصیت توآ یک ضدقهرمان تمام‌عیار. او برای تیم بازی نمی‌کند، برای اعتبارش بازی می‌کند. برای پول بازی می‌کند. اما آیا واقعاً این تفاوت را ایجاد می‌کند؟ اثر نهایی که در زمین می‌بینیم، همان پیروزی است.

انیمه Ace of Diamond

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

«آس الماس» قرار نیست شما را در آغوش بگیرد. این انیمه با مشت به صورتتان می‌کوبد. اکورا ایشیکی، پیچر تازه‌وارد، به دبیرستانی می‌رود که بیسبال در آن حکم ارتش را دارد. از میان صدها استعداد برتر، تنها یازده نفر انتخاب می‌شوند. بقیه یا در حاشیه می‌مانند، یا خانه را ترک می‌کنند. بزرگ‌ترین نقطه قوت «Ace of Diamond» صداقت بی‌پروایش است. شخصیت‌ها اینجا فرشته نیستند. حسادت می‌کنند، گاهی آرزوی مصدومیت رقیب را دارند، از نیمکت‌نشینی متنفرند و این تنفر را پنهان نمی‌کنند. در یکی از به‌یادماندنی‌ترین سکانس‌ها، اکورا فریاد می‌زند: «من نمی‌خواهم با تو دوست باشم! می‌خواهم تو را شکست دهم!» با این حال، این انیمه درباره تنهایی نیست. درباره این است که در یک محیط جهنمی، چگونه انسان‌ها به‌طور متناقضی به هم نزدیک می‌شوند. پیچر و کچر در این تیم بدون کلام هم را می‌فهمند. آن‌ها رقیب‌اند، اما به هم نیاز دارند. این تناقضِ باشکوه، جوهره انیمه ورزشی است.

انیمه Kuroko’s Basketball

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

بگذارید یک چیز را روشن کنیم: «بسکتبال کوروکو» مستند نیست. این «انتقام‌جویان» است با توپ نارنجی. تایگا کاگامی و تتسویا کوروکو به ترتیب، ثور و لوکیِ این تیم‌اند. قدرت‌هایشان فرازمینی است: یکی می‌تواند هر حرکتی را کپی کند، آن یکی پاس‌های نامرئی می‌دهد، دیگری واکنش‌های حیوانی دارد. اما «Kuroko’s Basketball» صادق است. هرگز وانمود نمی‌کند که واقع‌گراست. شخصیت‌ها با موهای قرمز، آبی و سبز در زمین می‌دوند و تماشاگران فریاد می‌زنند انگار در کلوسئوم روم هستند. این انیمه از همان دقیقه اول به شما می‌گوید: «ما اینیم تا خوش بگذرانیم.» و چقدر خوش می‌گذرد! مسابقه‌های «کوروکو» بهترین طراحی کارگردانی شده در تاریخ انیمه ورزشی را دارند. هر سبد، یک صحنه اکشن تمام‌عیار است. موسیقی حماسی، مونتاژهای سریع، و دیالوگ‌هایی که انگار از کمیک‌های مارول بیرون آمده‌اند. شاید واقعی نباشد، اما اعتیادآور است. گاهی لازم نیست فیلمنامه پیچیده داشته باشی. گاهی فقط کافی است تماشاگر را به یاد بیاورد که چرا عاشق مسابقه شده است.

انیمه Aoashi

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

چند انیمه فوتبالی سراغ دارید که قهرمانش مهاجم نیست؟ «آئو آشی» دقیقاً از همین نقطه شروع می‌کند. آئوی آشیتو، نوجوانی با استعداد خام اما خودخواه، وارد آکادمی فوتبال می‌شود و مربی در اولین اقدام او را به دفاع می‌فرستد. نه به خاطر اینکه تنبیهش کند، به خاطر اینکه دیدن را یادش بدهد. «Aoashi» یک دوره آموزشی تمام‌عیار درباره فوتبال مدرن است. تاکتیک‌ها با فلش‌های رنگی روی صفحه ترسیم می‌شوند. حرکت بازیکنان بدون توپ اهمیت بیشتری از صاحب‌توپ پیدا می‌کند. و قهرمان ما کمکم می‌فهمد که تماشاگران به مهاجمی که گل می‌زند نگاه می‌کنند، اما مربیان به مدافعی نگاه می‌کنند که گل نمی‌خورد. جذابیت پنهان Aoashi در مفهوم «چشم‌سوم» است؛ توانایی دیدن تمام زمین به‌طور همزمان. این انیمه درباره بلوغی است که نه در زدن ضربات نهایی، که در نخوردن ضربات نهایی معنا می‌شود. درباره فروتنی در مسیر پیشرفت. برای هر فوتبال‌دوستی، تماشای این اثر واجب است.

انیمه Run With the Wind

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

«با باد بدو» درباره دویدن است. اما درباره فرار هم هست. ده پسر در یک خوابگاه دانشجوییِ فرسوده گرد هم می‌آیند تا در بزرگ‌ترین ماراتن دانشگاهی ژاپن شرکت کنند. هیچ‌کدام دونده حرفه‌ای نیستند. یکی سیگاری است، یکی اضافه‌وزن دارد، یکی از دوران دبیرستان فرار کرده، یکی بدهکار است. کارگردان کازویا نومورا این ده شخصیت را مثل یک ارکستر رهبری می‌کند. هر اپیزود به یکی از آن‌ها اختصاص دارد و دلیل فرارش از زندگی را فاش می‌کند. می‌فهمیم چرا یکی از آن‌ها سال‌ها با خواهرش حرف نزده، چرا دیگری از آینده می‌ترسد، چرا سومی خودش را گم کرده. صحنه‌های دویدن در «Run With the Wind» مانند مراقبه هستند. نفس‌ها منظم، ضربان قلب آرام، و دوربین از بالا نظاره‌گر. این انیمه به شما یادآوری می‌کند گاهی درمان، نه در مطب روانشناس، که در مسیر طولانی جاده پیدا می‌شود. و مهم نیست اول شوی یا آخر. مهم این است که به خط پایان برسی.

انیمه Blue Lock

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

«بلو لاک» پدرخوانده انیمه‌های ورزشی است. این انیمه با لبخند به صورتتان تف می‌اندازد و می‌گوید: «دوستی؟ هم‌تیمی؟ اینها را فراموش کن. تو باید خودخواه باشی.» پروژه بلو لاک یک زندان فوتبالی است که ۳۰۰ مهاجم جوان را در خود حبس کرده تا تنها یک نفر به عنوان بهترین مهاجم ژاپن انتخاب شود. یوایچی ایساگی، قهرمان داستان، در ابتدا یک بازیکن تیمی معمولی است. پاس می‌دهد، همکاری می‌کند، به فکر موفقیت جمعی است. بلو لاک این ویژگی را از او می‌گیرد و خرد می‌کند. تا پایان فصل اول، ایساگی تبدیل به شکارچی‌ای می‌شود که برای گل زدن از روی اجساد هم‌تیمی‌های سابقش هم عبور می‌کند. «Blue Lock» را نمی‌شود دوست داشت. می‌شود شیفته‌اش شد یا از آن نفرت داشت. فرم بصری اثر خاص و پرتنش است. دیالوگ‌ها شبیه مانیفست‌های سیاسی‌اند. و شخصیت‌ها آنقدر در خودخواهی‌شان غرق‌اند که گاهی دلت می‌خواهد وارد تلویزیون شوی و بگویی «بی‌ادب!». اما «بلو لاک» آینه زمانه‌ی ماست. در عصری که همه به دنبال دیده‌شدن‌اند، این انیمه فریاد می‌زند: «تو هم مثل بقیه‌ای». شاید به همین دلیل است که از آن فرار می‌کنیم.

انیمه !!Haikyu

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

«هایکیو» را با انیمه‌های دوستانه اشتباه نگیرید. این اثر درباره عشق نیست، درباره «نیاز» است. شویو هیناتا و توبیو کاگه‌یاما از هم متنفرند. هیناتا، کاگه‌یاما را «سلطان زمین» صدا می‌زند با لحن تحقیر. کاگه‌یاما هیناتا را احمق خطاب می‌کند. اما در زمین والیبال، این دو نفر بدون هم نمی‌توانند برنده شوند. هارویچی فوروداته، نویسنده مانگا، والیبال را به استعاره‌ای از هم‌افزایی تبدیل می‌کند. هر اسپک حاصل دو ذهن متفاوت است. هر دفاع، محصول دو فلسفه متضاد. تیم دبیرستان کاراسونو پر است از بازیکنانی که هیچ نقطه اشتراکی با هم ندارند، جز یک چیز: «می‌خواهند برنده شوند». «!!Haikyu» در طول چهار فصل، هیچ شخصیت شرور مطلقی ندارد. حتی رقبا را درک می‌کنیم، برایشان دل می‌سوزانیم، اشک‌هایشان را می‌بینیم. این انیمه جهان را خاکستری می‌بیند، نه سیاه‌وسفید. و شاید به همین دلیل، پس از پایان هر مسابقه، نه فقط برای برنده، که برای بازنده هم غصه می‌خوریم. اگر فقط یک انیمه ورزشی در زندگی‌تان ببینید، احتمالاً این یکی باید باشد.

انیمه Hajime no Ippo

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

ایپو ماکونواچی در ابتدای داستان هیچ چیز ندارد. نه اعتمادبه‌نفس، نه پدر، نه آینده. او پسری‌ست که در سایه‌ها گم شده. تا روزی که چند قلدر مدرسه سر راهش سبز می‌شوند. آن روز، یک بوکسور حرفه‌ای به نام تاکامورا از کنار کوچه رد می‌شود و ایپو را نجات می‌دهد. سه دقیقه بعد، ایپو وارد باشگاه کاموگاوا می‌شود. «Hajime no Ippo» در ظاهر یک انیمه بلندپروازانه است با صدها قسمت. در باطن، یک مطالعه انسان‌شناسانه است. ما ایپو را از اولین مشت تا قهرمانی کشور همراهی می‌کنیم. اما نه فقط او، بلکه هر حریفی که مقابلش می‌ایستد. نویسنده جورج موریکاوا به همه شخصیت‌هایش عشق می‌ورزد، حتی آن‌هایی که فقط یک مسابقه دوام می‌آورند. «Hajime no Ippo» هرگز شما را گول نمی‌زند. ایپو بارها می‌بازد، مصدوم می‌شود، به شکست‌ناپذیری حریفانش پی می‌برد. اما بلند می‌شود. همیشه بلند می‌شود. و این تکرارِ رستاخیز، تماشاگر را آرام‌آرام تغییر می‌دهد. شاید به همین دلیل است که هوادارانش هنوز پس از بیست سال، منتظر فصل جدید هستند.

انیمه Ashita no Joe

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

آیا یک انیمه می‌تواند یک ملت را به گریه بیندازد؟ «Ashita no Joe» در دسامبر ۱۹۷۰ ثابت کرد که می‌تواند. جو یابوکی، یتیم خیابانی، وارد دنیای بوکس می‌شود نه برای افتخار، که برای اثبات وجود. او نمی‌خواهد قهرمان شود، می‌خواهد بجنگد. کاری که اوسامو دِزاکی در «Ashita no Joe» انجام داد، انقلابی بود. او از «کات‌های توقف» استفاده کرد؛ فریم‌هایی که ثابت می‌شوند و شخصیت را در اوج احساس منجمد می‌کنند. تکنیکی که بعدها «پُست‌کارت خاطره» نام گرفت. او به زبان بوکس، شعر گفت. پایان این انیمه مشهورترین پایان تاریخ انیمه‌های ورزشی است. جو پس از آخرین مسابقه روی چهارپایه رینگ نشسته، صورتش متورم و نابیناست. زنگ پایان به صدا درمی‌آید. او لبخند می‌زند. و تصویر به سفیدی محو می‌شود. داستان‌های بسیاری درباره طرفدارانی نقل شده که مراسم خاکسپاری جو را برگزار کردند. اغراق نیست. «Ashita no Joe» فقط یک انیمه نبود، یک تجربه جمعی بود. شصت سال بعد، هنوز هم در خیابان‌های توکیو می‌شود تصویر جو را روی دیوارها دید. او نماد کسی است که تا پایان جنگید.

انیمه The First Slam Dunk

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

سی سال پس از انتشار مانگا، تاکه‌هیکو اینوئه برگشت. اما نه برای تکرار. او فیلم «Slam Dunk» را از دید ریوتا میاکی روایت کرد؛ بازیکنی که در سریال اصلی تقریباً سکوت محض بود. میاکی کوتاه‌قد است، برادرش را در دریا از دست داده، و با احساس گناه زندگی می‌کند. هر دریبل او، تلاشی است برای رسیدن به برادری که دیگر نیست. «The First Slam Dunk» یک فیلم ورزشی نیست، یک درام خانوادگی است که اتفاقاً بسکتبال هم در آن بازی می‌شود. اینوئه از ترکیب سه‌بعدی و دوبعدی استفاده کرده و نتیجه، انیمیشنی سیال و خشن است. صدای توپ روی پارکت، نفس‌های بریده‌بریده، و تمرکز روی کفش‌های فرسوده. اینوئه می‌خواهد بگوید: «من دیگر آن پسر بیست‌ساله نیستم. حالا می‌دانم پیروزی همیشه پایانی خوش نیست». بازی ایران‌و‌ژاپن در جام ملت‌های ۲۰۲۳ را به خاطر دارید؟ پس از آن مسابقه، تصاویر هواداران ژاپنی که گریه می‌کردند و زباله‌ها را جمع می‌کردند، وایرال شد. بسیاری ندانستند که چرا گریه می‌کنند. ما می‌دانیم. آن‌ها این انیمه را دیده بودند.

انیمه Ping Pong the Animation

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

«پینگ‌پونگ» ماساکی یوآسا مانند هیچ انیمه ورزشی دیگری نیست. با شاید مثل هیچ انیمه دیگری نیست. در واقع مثل هیچ چیز دیگری نیست. یوآسا قاب‌ها را می‌شکند، کاراکترها را تغییر شکل می‌دهد، از پس‌زمینه عکاسی استفاده می‌کند، دیالوگ‌ها را با سرعت مسلسل پشت سر هم ردیف می‌کند. این انیمه در یک کلام: جشن سینماست. داستان درباره دو دوست است. یو تا «پکو»، نابغه خدادادی که از موهبتش بیزار است. ماکوتو «اسموکا»، معمولی‌ای که با تمام وجود می‌جنگد اما هرگز به نابغه نمی‌رسد. این دوئل کهن میان «کافکا» و «هملت» در قالب یک توپ ۴۰ میلی‌متری. یوآسا از پینگ‌پونگ بهانه می‌سازد تا بپرسد: نبوغ لعنت است یا نعمت؟ اگر بدانی هرگز بهترین نخواهی شد، باز هم به بازی ادامه می‌دهی؟ اسموکا پاسخ می‌دهد: «من برای لذت بازی می‌کنم.» و این ساده‌ترین و عمیق‌ترین جمله‌ای است که در کل ژانر ورزشی شنیده‌ام. «Ping Pong the Animation» فقط یازده قسمت است. اما وزنی دارد برابر با تمام طول تاریخ انیمه ورزشی. پس از تماشایش، دیگر هیچ انیمه ورزشی برایتان تازه نخواهد بود. چون معیار را آن‌قدر بالا برده که رسیدن به آن محال است.

انیمه Slam Dunk

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

هانامیچی ساکوراگی یک بازنده است. او پنجاه بار اعتراف عاشقانه داده و پنجاه بار جواب رد شنیده. درس نمی‌خواند، دعوا می‌کند، و هیچ مهارتی ندارد. تا اینکه هاروکو آکاگی از او می‌پرسد: «توی بسکتبال خوبی؟» ساکوراگی دروغ می‌گوید. می‌گوید آره، عالی‌ام. و برای این دروغ، هزاران ساعت تمرین می‌کند. از شوت‌های بی‌هدف تا دریبل‌های ابتدایی، از بازی‌های دوستانه تا مسابقه با قوی‌ترین تیم ژاپن. او هر روز بلند می‌شود و به باشگاه می‌رود. نه برای هاروکو، که برای خودش. «Slam Dunk» بزرگ‌ترین انیمه ورزشی تاریخ است، چون ساده‌ترین پیام را دارد: تلاش کردن کافی است. لازم نیست نابغه باشی. لازم نیست برنده شوی. فقط کافی است هر روز بلند شوی و بروی در زمین.

اینوئه در مانگایش هرگز به ساکوراگی اجازه نداد به مسابقات ملی برود. تیمش باخت. اما او تغییر کرده بود. انیمه «Slam Dunk» با ۱۰۱ قسمت، قدیمی و کند ریتم است. برخی منتقدان در وبسایت‌ها از طراحی قدیمی و فلرهای رنگی شکایت دارند. حق با آن‌هاست. اما «Slam Dunk» را نباید با چشم تماشا کرد. باید با دل دید. اگر کودک درونتان را زنده نگه داشته‌اید، اگر هنوز باور دارید که ثانیه پایانی معجزه می‌آورد، اگر صدای «فشار بیار!» هنوز در رگ‌هایتان جاری است، این انیمه مال شماست. و اگر نه… شاید وقتش رسیده دوباره امتحان کنید.

انیمه فوتبالیست‌ها (Captain Tsubasa)

بهترین انیمه های ورزشی تاریخ
بهترین انیمه های ورزشی تاریخ

هر فهرستی، هرچند هم جامع، باز هم جای یک اثر را خالی می‌گذارد. در این میان، غیبت «فوتبالیست‌ها» نه از سرِ نادیده‌انگاری، که از سرِ تقصیر خود من است؛ زیرا این انیمه چنان در تاروپود خاطرات جمعی یک نسل تنیده شده که داوری‌اش بیرون از چارچوب نوستالژی ممکن نیست. اما بی‌عدالتیِ سکوت را باید جبران کرد. «کاپیتان سوباسا» فقط یک انیمه فوتبالی نیست؛ «مسیح» انیمه‌های ورزشی است. یوایچی تاکاهاشی در سال ۱۹۸۱ مانگایی را آغاز کرد که نه تنها ژاپن، که تمام جهان را به فوتبال علاقه‌مند کرد. نسل طلایی فوتبال ژاپن (هیدتوشی ناکاتا، شینجی اونو) همگی بزرگ‌شده این اثرند. لیونل مسی و آندرس اینیستا بارها به تأثیر «فوتبالیست‌ها» در کودکی‌شان اذعان کرده‌اند. این انیمه فقط یک داستان نیست، یک «پدیده فرهنگی» است.

در قلب این روایت، سوباسا اوزورا ایستاده؛ نوجوانی با رویای بزرگ‌تر از آسمان. او نه قدرت بدنی خارق‌العاده دارد و نه تکنیک‌های فرازمینیِ «بلو لاک». سلاح او چیزی است به غایت ساده: عشق بی‌پایان به توپ. سوباسا هرگز از فوتبال خسته نمی‌شود. توپ را به مدرسه می‌برد، در راه‌رو با آن راه می‌رود، در حمام هم شوت تمرین می‌کند. این وسواسِ کودکانه، که در قاب‌های قدیمی و انیمیشنِ ابتدایی دهه هشتاد به تصویر کشیده شده، هنوز هم تماشاگر را شرمنده شوقِ بی‌مرزش می‌کند. اما «فوتبالیست‌ها» را بدون «کاکرو هیوگا» نمی‌توان روایت کرد. رقیبِ همیشه خشمگین که از دل فقر و فقدان پدر برخاسته. شوت‌های تایگر او شلیکِ توپ‌ نیستند، فریادِ فروخورده کودکی‌اند که برای رسیدن باید همه چیز را ویران کند. تقابل سوباسا و کاکرو تقابل دو فلسفه زیستن است: عشق خالص در برابر غرور زخم‌خورده. و این دوئلِ کهن، در طول چند فصل و ده‌ها کشور و هزاران توپ، هرگز تکراری نمی‌شود.

شاید امروز «فوتبالیست‌ها» از نظر فنی در برابر شاهکارهایی چون «پینگ‌پونگ» یوآسا رنگ ببازد. ریتمش کند است، دیالوگ‌ها اغراق‌شده، و مسابقه‌ها گاه تا هفت قسمت کش می‌یابد. اما فراموش نکنیم: این اثر، با تمام کهولتش، پدر معنوی تمام آثار این فهرست است. «سوباسا» به ما یاد داد که ورزش فقط بردن نیست، رویاپردازی است. و چه رویایی. رویای پسری که در زمین خاکی محله، توپ را به دروازه خیالی می‌زند و فریاد می‌زند: «کاپیتان سوباسا!». آن پسر حالا یا پیر شده، یا پدر شده، یا شاید خودش مربی‌ای شده که به شاگردانش می‌گوید: «مثل سوباسا عاشق باش».

اگر این تأثیر، «ماندگاری» نام ندارد، پس چیست؟ دلیل انتخاب: به پاس نیم قرن الهام‌بخشی؛ به احترام هر توپی که در کوچه‌های ایران و ژاپن و برزیل به خاطر این انیمه به هوا رفت. «فوتبالیست‌ها» نه فقط یک انیمه، که بخشی از تاریخچه احساسی فوتبال است. و تاریخ را با معیارهای تکنیکی نمی‌سنجند، با عشق می‌سنجند.

نتیجه‌گیری: ورزش فقط بهانه‌ای برای انسان‌بودن است

پانزده انیمه را پشت سر گذاشتیم. از جو یابوکی که در رینگ خاکستر شد تا یوایچی ایساگی که در زندان بلو لاک به هیولا تبدیل گشت. از کاپتای کوچک که ماشینش را از آشغال ساخت تا هیناتای کوتاه‌قد که پرواز را یاد گرفت. این شخصیت‌ها چه وجه اشتراکی دارند؟ همه‌شان می‌خواستند «بیشتر» باشند. ورزش در انیمه هرگز فقط درباره مدال و جام نبوده. درباره این بوده که یک پسر خجالتی در باشگاه بوکس هویت پیدا کند. یک دختر دونده از زیر سایه خواهرش خارج شود. یک تیم بازنده یاد بگیرد باهم ببازد، نه تنها ببرد.

ژانر انیمه ورزشی در پنجاه سال گذشته از یک زیرشاخه کودکانه به پیچیده‌ترین قالب داستان‌گویی بالغ شده است. امروز انیمه‌های ورزشی درباره بحران میانسالی، فروپاشی روانی، خودشیفتگیِ رسانه‌ای و حتی مرگ حرف می‌زنند. اما در هسته، همان سؤال همیشگی را می‌پرسند: «آیا من به اندازه کافی خوبم؟» پاسخ انیمه‌های این فهرست به این سؤال یکی است: «مهم نیست. فقط بازی کن.» و ما تماشاگران، پنجاه سال است که نشسته‌ایم و بازی می‌کنیم. گریه می‌کنیم، فریاد می‌زنیم، دست می‌زنیم. نه برای شخصیت‌های داستان، که برای نسخه‌ای از خودمان که آن بالا، روی صفحه، عرق می‌ریزد و نفس نفس می‌زند و بلند می‌شود. ورزش تمام می‌شود. مدال‌ها زنگ می‌زنند. استادیوم‌ها خالی می‌شوند. اما سؤال باقی می‌ماند. و نسل بعدی، پای انیمه ورزشی جدیدی می‌نشیند تا پاسخش را پیدا کند. این زیباترین چیز درباره انیمه‌های ورزشی است: هرگز به پایان نمی‌رسد.

منبع: گیمفا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا