آیا رفتارهای روزمره میتوانند تواناییهای ذهن را تحت تأثیر قرار دهند؟
مطالعهای جدید نشان میدهد که فعالیت بدنی، رژیم غذایی و کیفیت خواب نهتنها بر حافظه و توجه، بلکه بر فراشناخت—توانایی نظارت و کنترل فرآیندهای فکری—نیز تأثیر مستقیم دارند.

تحریریه حرف مرد: تحقیقی جدید که در مجله PLOS One منتشر شده است، نشان میدهد که مدیریت منابع ذهنی (فراشناخت) در جوانان با فعالیت بدنی، رژیم غذایی و خواب آنها مرتبط است. یافتهها حاکی از آن است که این رفتارهای روزمره نه تنها بر نحوه تفکر، بلکه بر اینکه چطور دربارۀ افکارمان فکر میکنیم نیز، تأثیر میگذارد.
فراشناخت به توانایی بازتاب و کنترل فرآیندهای فکری اشاره دارد؛ شامل دانستن اینکه چه راهبردهایی را برای حل مشکلات به کار ببریم، چطور پیشرفتمان را هنگام انجام وظایف بررسی کنیم و برنامههایمان را در صورت عدم کارایی چطور تغییر میدهیم.
در حالی که تحقیقات زیادی نشان دادهاند که فعالیت بدنی، خواب و رژیم غذایی میتوانند بر عملکردهای شناختی مانند حافظه یا توجه تأثیر بگذارند، مطالعات کمتری به بررسی تأثیر این عادات بر مهارتهای فراشناختی پرداختهاند. محققان این مطالعه میخواستند بدانند که آیا همان عواملی که مهارتهای تفکر پایه را شکل میدهند، با فرآیندهای سطح بالاتر نیز مرتبط هستند یا خیر.
همچنین بخوانید: از توهم تا واقعیت: چطور رفتارهای بیاثر را تشخیص دهیم؟
دکتر کایل گودرهام، پژوهشگر فوقدکترا در دانشکده حرکتشناسی دانشگاه بریتیش کلمبیا و نویسنده این مطالعه میگوید:
“ما مدتهاست که میدانیم رفتارهای روزمره، به ویژه فعالیت بدنی، رژیم غذایی و عادات خواب، با عملکرد شناختی ما مرتبط هستند. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا این رفتارها با توانایی ما در نظارت و کنترل منابع و عملکردهای شناختی نیز مرتبط هستند یا خیر.”
برای بررسی این موضوع، محققان دو مطالعه با استفاده از نمونههای بزرگی از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه بریتیش کلمبیا انجام دادند.
در هر دو مطالعه، فعالیت بدنی به عنوان پیشبین قوی عملکرد فراشناختی نشان داده شد. جوانانی که سطح بالاتری از فعالیت بدنی را گزارش کردند، بیشتر احتمال داشت بگویند که نحوه عملکرد تفکر خود را درک میکنند و از راهبردهای مؤثر برای مدیریت عملکرد ذهنی خود استفاده میکنند.
جالب اینجاست که فعالیت بدنی با مهارتهای فراشناختی که در حین انجام یک کار رخ میدهند، مانند تنظیم رویکرد در لحظه یا حفظ تمرکز ذهنی، مرتبط نبود. همچنین این نتایج، با نگرانی فراشناختی – افکار منفی یا اضطراب درباره تفکر خود – نیز ارتباطی نداشت. این یافتهها نشان میدهد که فعالیت بدنی ممکن است بیشتر با فرآیندهای فراشناختی که قبل یا بعد از یک کار اتفاق میافتند مرتبط باشد تا با فرآیندهای همزمان.
در مورد رژیم غذایی، نتایج جهت متفاوتی را نشان دادند. شرکتکنندگانی که عادات غذایی مغذیتری گزارش کردند، بیشتر احتمال داشت نشان دهند که میتوانند تمرکز ذهنی خود را مدیریت کنند و پیشرفت خود را در حین کار بر روی یک مشکل پیگیری کنند. با این حال، رژیم غذایی خیلی با تنظیم قبل و بعد از کار مرتبط نبود.
در همین حال، خواب بیشتر با نگرانی فراشناختی مرتبط بود. شرکتکنندگانی که کیفیت خواب ضعیفی گزارش کردند، تمایل بیشتری به ابراز اضطراب درباره تفکر خود داشتند، مثل نگرانی در مورد از دست دادن کنترل افکار یا احساس آسیبپذیری ذهنی.
این الگو نشان میدهد که خواب ناکافی میتواند بر جنبه عاطفی فراشناخت – مانند تردید به خود یا ناراحتی ذهنی – تأثیر بگذارد، بدون اینکه لزوماً مهارتهای برنامهریزی یا حل مسئله را مختل کند.
گودرهام به PsyPost گفت:
“فعالیت بدنی، رژیم غذایی و خواب رفتارهای قابل تغییر سبک زندگی هستند که بر چگونگی نظارت و کنترل عملکردهای شناختی ما تأثیر میگذارند. عادت کردن به رفتارهای سالم نه تنها به طور مستقیم بر عملکرد شناختی تأثیر میگذارد، بلکه بر چگونگی استفاده ما از منابع شناختیمان نیز مؤثر است.”
منبع: psypost